تبلیغات
 مهندسی رباتیک - اندر حکایت تحصیل کرده های بیکار ایران

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید مرا استخدام میکنید؟

- طرف گفت: مدرکت چیه؟

- گفت : لیسانس.

- گفت : یه کار برات دارم حقوقشم خوبه . پسره قبول کرد.

- طرف گفت : ما اینجا میمون نداریم میتونی بری تو پوست میمون تو قفس تا برامون میمون بیارن.

چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ بود پسره تو قفس پشتک وارو میزد از میله ها بالا میرفت ؛ جوگیر شد زیادی بالا رفت افتاد قفس شیر  .

داد زد کمک!

شیر افتاد روش و دستاشو گذاشت دهنش و گفت آبرو ریزی نکن من فوق لیسانسم!!

منبع




طبقه بندی: روزنوشت،
برچسب ها: کار و بی کاری،
تاریخ : پنجشنبه 12 دی 1392 | 01:41 ق.ظ | نویسنده : اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad | نظرات

  • paper | تازیانه | خسوف